درمان با اجزا و احشا و متعلقات آبزیان و ماکیان و خزندگان

درمان با اجزا و احشا و متعلقات آبزیان و ماکیان و خزندگان

 

نویسنده: محمد سعید جانب الهی




 

سیاه سرفه:

در ایرانشهر خوراک خرچنگ می‌خورند (جانب اللهی، 1381: 254).

سرفه:

در شهر سنقر سریشم ماهی را در آب خیس کرده به بیمار می‌دهند (رستمی ودیگران 1374: 209).

یرقان: در گیلان:

1. ماهی ریز را زنده زنده می‌خورند.
2. ماهی کپور را می‌پزند و به بیمار می‌دهند (پاینده: 259).
در خراسان استخوان خرچنگ را کوبیده می‌جوشانند و آبش را به مریض می‌دهند و عقیده دارند که به این طریق یرقان به پیشاب مریض می‌زند و بهبود می‌یابد، اگر سن مریض بیش از هفت یا ده سال باشد، هفت دانه ماهی قرمز ریز به او می‌دهند زنده زنده بخورد (شکورزاده: 277-278).
در الموت ماهی ریز زنده به بیمار می‌دهند تا ببلعد (حمیدی و دیگران: 233).

سرطان:

در خراسان برای درمان سرطان خرچنگ می‌خورند (شکورزاده: 257).

بواسیر :

هر گاه بواسیر به خون افتاد، چند عدد زالو را در روغن کرچک سرخ می‌کنند و زالوهای سرخ شده را روی قطعه سنگ مرطوبی می‌سایند و روی یک تکه پنبه می‌گذارند و استعمال می‌کنند (شکورزاده: 237-238).

خون دماغ:

در سیستان برای جلوگیری از خون دماغ، شونز (جل وزغ) فرق سر می‌گذارند یا براده‌ی چرم روی زخم می‌گذارند (جانب اللهی، 1381: 245).

نازایی:

در اصفهان شکم ماهی ریزه را خالی می‌کنند، شیرخشت در آن می‌ریزند و به مدت چهل روز در راه آب زیر زمین می‌گذارند، بعد از چهل روز آن را حب کرده در مقعد خود می‌گذارند (جانب اللهی و آذرمهر: 31).
جدول 1: درمان با پوست و امعا و احشای حیوان

ردیف

درمان مرض

پوست درمانی

امعا و احشا

جنس

نژاد

رنگ

فصل

نوع

جنس

عضو

1

کهیر

بز

لیری

 خال خالی

 

 

 

 

2

مالاریا

بره

 

 

تابستان

 

 

 

3

درد دست و پا

بز

لیری

 

 

 

 

 

4

ضرب دیدگی

بز

مورگ

سیاه

 

 

 

 

5

زخم تیر

خر

 

 

 

گوسفند

 

جگر

6

پا درد

بز

 

قرمز

 

 

 

 

7

یرقان

بز

 

 

 

 

 

 

8

نفخ

بز

 

زرد رنگ

 

 

 

 

9

سیه باد

بز

 

 

 

 

 

 

10

زخم

گاو

 

سرخ مو

 

 

 

 

11

گلوله

الاغ

 

 

 

 

 

 

12

سردرد

بز

دوقلو

 

 

 

 

 

13

استخوان درد

گوسفند

 

 

 

 

 

 

14

کوفتگی

گوسفند

 

 

 

 

 

 

15

رماتیسم

 

 

 

 

خوک

 

شکم

16

شب کوری

 

 

 

 

گوسفند

نر

کبد

17

شب ادراری

 

 

 

 

گوسفند

نر

کلیه

18
19

رماتیسم پا
خون ریزی

 

 

 

 

گوسفند
گوساله

 

شکمبه
جگر

20

دمل

 

 

 

 

گوسفند

 

حرام مغز

21

خلط سینه

 

 

 

 

گوسفند

 

جگر سفید

22

هول زدگی

 

 

 

 

گوسفند

 

دل

23

پیسی

 

 

 

 

گرگ

 

خرخره

ماکیان درمانی

زکام:

در میبد برای باز شدن دماغ، تخم مرغ را زیر آتش می‌کنند تا بپزد سپس لای آن را باز کرده مقداری مرزنگوش روی آن می‌ریزند و بو می‌کشند (تحقیقات میدانی مؤلف).

سوختگی:

در بافق سفیده‎ی تخم مرغ به محل سوختگی می‎مالند (جانب اللهی، 1384: 124).

کوفتگی:

در بافق برای درمان روغن حیوانی و زرده‎ی تخم مرغ به محل کوفتگی می‌مالند (جانب اللهی، 1384: 123).

چشم درد:

در بافق برای درمان تخم مرغ را آب پز کرده و زرده‎ی آن را روی چشم می‌گذارند (جانب اللهی، 1384: 123).
در گیلان جگر سفید مرغ و خروس برای پلک می‌بندند (میرشکرایی، 1374: 471).

زخم چشم:

در بافق برای درمان زخم چشم مقداری زرده‌ی تخم مرغ روی پنبه مالیده و روی چشم می‌گذارند (جانب اللهی، 1384: 123).

چرک کردن گوش:

در بلوچستان جوجه‌ی محلی را سر بریده، شکم آن را خالی می‌کنند و گرماگرم با پارچه‌ای روی گوش می‌بندند تا چرک آن را بکشد (افشارسیستانی، 1370: 392).

یرقان:

در بافق برای درمان خون خروس به بدن مریض می‌مالند (جانب اللهی، 1384: 123).
در شوش مریض را جلوی آفتاب نشانده، سرش را می‌تراشیدند و تیغ می‌زدند و جوجه‌ی سیاهی را روی سر بیمار می‌نشاندند تا نوک بزند و خون کثیف خارج شود (تراب زاده و دیگران: 145).

لکه و پیس:

در لرستان تخم خروس را با دنبه مخلوط می‌کنند و زن باردار به صورت می‌مالد تا لکه‌ها بر طرف شود (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 252).
در خراسان برای درمان لکه‌ی پوست به خصوص صورت، خایه‎‌‌ی خروس را در آب می‌اندازند و سه روز می‌گذارند بماند تا خوب خیس بخورد و خواص خود را به آب بدهد. پس از آن از آب خایه خروس روزی یک بار روی لکه ها می‌مالند (شکورزاده: 269).
در هزاوه تخم خروس را خشک می‌کنند و می‌کوبند و پودر آن را به صورت می‌مالند (ضیغمی: 173).

سردرد:

در لرستان موی وسط سر را می‌تراشند و سر خروس بر آن می‌برند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 262).

خروسک (خناق):

در خراسان روده‎ی خروسی را که تازه کشته‌اند گرما گرم روی آن می‌گذارند تا بادش را بکشد (شکورزاده: 244).

کلیه درد:

در ایرانشهر پوست خشک شده‌ی سنگدان مرغ را با نبات می‌کوبند و می‌خورند (جانب اللهی، 1381: 256).

سوء هاضمه و قبض شکم:

در ایرانشهر مرغ زردرنگی که تازه به تخم آمده می‌کشند و به مریض می‌دهند (جانب اللهی، 1381: 257).

مسمومیت:

در ایرانشهر گوشت مرغ زرد رنگ تازه به تخم آمده را مفید می‌دانند (همان: 259).

نازایی:

در شیراز زنانی که رحمشان به اصطلاح گرم بود (زنانی که دوره‌ی قاعدگی شان هر دفعه دو سه روز عقب می‌افتد) و بچه نمی‌پذیرفت، برای باردار شدن جوجه خروس را می‌کشتند و پر می‌کندند، بعد شکم آن را خالی می‌کردند و مقداری کاسنی در آن می‌ریختند و می‌پختند. زن باید آن را همان طور گرچه تلخ مزه بود بخورد (همایونی، 1353: 27).

سقط جنین:

در خراسان زنی که می‌خواهد بچه سقط کند، پر مرغ یا ریشه‌ی نهال خرما را در رحم خود فرو می‌کند و آن را چند بار می‌چرخاند تا رحم تحریک شود و موجب سقط جنین گردد (شکورزاده: 126).

زخم ختنه:

در مهریز پای مرغ را می‌سوزاندند و خاکستر آن را روی زخم می‌ریختند (جانب اللهی، 1386: 55).
جدول 2: درمان با سایر متعلقات منشأ حیوانی

ردیف

درمان مرض

نوع

جنس

رنگ

مو

کرک

پشم

سم

شاخ

استخوان

شیر

ماست

روغن

گوشت

ادرار

فضولات

1

دندان درد

شتر

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2

آبسه

گوسفند

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3

جذام

گوزن

 

 

 

 

 

 

0

0

 

 

 

 

 

 

4

زخم

سگ

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5

سینه درد

گاو

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6

گلودرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

7

اسهال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

8

سیاه سرفه

بز

نر

سیاه

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

9

گوش درد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

10

جذام

گراز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

11

خروسک

الاغ

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

12

شیرکو

الاغ

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

13

مارگزیدگی

گوسفند

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

14

سرخک

الاغ

ماده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

15

گوش درد بچه

الاغ

ماده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

16

زخم

الاغ

ماده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

17

زخم

بز

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خفگی نوزاد:

در خراسان اگر نوزادی در حین تولد دچار خفگی شود مرغی می‌آورند و نوک آن را در مقعد نوزاد فرو می‌برند و بعد چند ضربه به زیر دم مرغ می‌زنند تا به اصطلاح مرغ به بچه نفس بدهد (شکورزاده: 138).
ارامنه‌ی اصفهان نیز از همین شیوه استفاده می‌کنند (قوکاسیان، خوشه، ش 16).

خون دماغ:

در خراسان پوست تخم مرغ را می‌سوزانند و می‌کوبند و گرد آن را در بینی می‌کنند (شکورزاده: 245).
در روستای اورتابلاغ (زنجان) نیز پوست تخم مرغ را خرد کرده از صافی می‌گذرانند و گرد آن را به اندازه‌ی نوک سوزن در بینی می‌کنند (سپهرفر و دیگران: 242).

دل درد:

در بخش کدکن تربت حیدریه برای معالجه دل درد جوشانده‌ی فضله مرغ به مریض می‌دهند (شکورزاده: 248).

زگیل:

کردها تخم خروس یک ساله را له می‌کنند و روی آن می‌مالند (صفی زاده: 23).

گاز گرفتگی سگ:

در کوهمره (نودان فارس) مقداری فضله‌ی مرغ روی زخم می‌ریزند (موسوی: 36).

مارگزیدگی:

در لرستان راه دیگر علاج مارگزیدگی، گذاشتن مقعد مرغ زنده بر محل گزیدگی است که مرغ می‌میرد و مارگزیده زنده می‌ماند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 280).
در روستای رداده شوش که لرنشین است، نیز این نوع درمان رواج دارد (تراب زاده و دیگران: 142).
در دشتستان جوجه‌ی کوچک را کشته در حالی که هنوز بدنش گرم است روی محل مارگزیدگی می‌گذارند (منصوری زاده و شمس الدینی: 195).

سرسام:

در گیلان شکم مرغ زنده (سرش را نمی‌برند) را پاره می‌کنند و گرما گرم بر کاسه‌ی سر بیمار می‌گذارند (پاینده: 262).

سرخک:

در خراسان اگر سنگین بود جوجه خروسی سر می‌برند و روده‌ی او را گرماگرم روی سر و قلب مریض می‌گذارند (شکورزاده: 268).

دمل:

در دشتستان فضله‌ی مرغ روی آن می‌گذارند (منصوری زاده و شمس الدینی: 198).

سل:

در روستای اورتابلاغ خروس سفیدی را با پوست و امعا و احشا آن جوشانده بر کمر بیمار می‌بندند، معمولاً این درمان را سه بار تکرار می‌کنند (سپهرفر و دیگران: 242).

حصبه:

در اردبیل جوجه خروسی که هنوز به خواندن نیفتاده می‌کشند و پوستش را بر سر بیمار می‌کشند (وجدانی فر و دیگران: 314).

شاش بند:

در زنجان فضله‌ی مرغ را در آب گرم ریخته به بیمار می‌خورانند (سپهرفر و دیگران: 246).

ترس:

در ترکمن صحرا برای دفع ترس از بیمار روانی دو تا سه روز جوجه‌ی زنده روی شکم بیمار می‌گذارند (حسنی و دیگران، 1381: 334).

شب ادراری:

در اردبیل تخم مرغ پخته را با پوست به کودک می‌دهند (وجدانی فر و دیگران: 301).

ورود حشره به گوش:

در سیستان فضله‌ی مرغ را سرخ کرده از صافی می‌گذراندند و در گوش می‌ریختند (جانب اللهی، 1381: 242).

استفراغ:

در سنگسر سیاهدانه‌ی سالم یا آسیا شده را با مقداری سیاهی ته دیگ که از سوزانیدن هیزم است و فضله مرغ مخلوط کرده در آب حل می‌کنند و به مریض می‌دهند (اعظمی: 57).

سردی:

در ری برای دفع آن مرغ پیر را سر بریده می‎پزند و می‌خورند (جانب اللهی، سلیمی مؤید، 1374: 33).

تقویت نوزاد:

در تنگستان دایه (قابله) روز چهلم به زن زائو سر زده و خورشتی از گردن مرغ به وی می‌دهد که نوزادش گردن بگیرد (منصوری زاده و شمس الدینی: 179).

پرنده درمانی

دمل:

در لرستان سنگدان سرگر (لاشخور) را با آب می‌پزند تا مایع غلیظ از آن به دست آید، آنگاه مایع غلیظ را روی پارچه‌ای می‌مالند و بر دمل می‌بندند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 257).
در تهران فضله‌ی کبوتر را پخته نیم گرم روی دمل می‌گذارند تا سر باز کند (شهری: 5/ 422).

سیاه زخم:

در ایلام برای درمان از روش های زیر استفاده می‌شود:
1. گذرادن مرهمی که از جوشانده‌ی کرکس و سرگر (لاشخور) فراهم می‌شود.
2. ریختن سنگدان گرد شده‌ی کرکس بر زخم (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 257).

لرز:

در لرستان برای درمان کباب گنجشگ می‌خورند (همان: 276).

زخم:

در خراسان اگر لاله‌ی گوش دختربچه‌ای را برای گوشواره سوراخ کنند و محل سوراخ شده دچار عفونت شود، فضله‌ی گنجشگ را روی قطعه‌ی سنگ مرطوبی می‌سایند و در محل عفونت و جراحت می‌گذارند (شکورزاده: 254).

کم سو شدن چشم:

در لرستان برای زیاد شدن سوی چشم اندکی کوبیده‌ی زهره‌ی کبک در چشم می‌ریزند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 264).

گوش درد:

در لرستان روغن سینه جکه ماتی (1) و جکه بازله (2) را در گوش می‌ریزند (همان: 265).

سیاه سرفه:

در لرستان گوشت کلاغ (همان: 268) و در ایرانشهر گوشت مرغ کی کرانژک (3) که مرغ سبز رنگی به اندازه‌ی طوطی است به مریض می‌دهند (جانب اللهی، 1381: 254).
در سی سخت کهگیلویه پرو بال کبک دری را می‌جوشانند و به کودک می‌دهند (صدیق ایمانی: 10).
در هزاوه هم گوشت کلاغ سیاه به مریض می‌دهند، چون بر این باورند که گوشت این پرنده باد پیس که عامل این بیماری است رفع می‌کند (ضیغمی: 162).

باد سرخ:

در هزاوه به آن سوروجه (4) می‌گویند و نشانه‌ی آن را در این می‌دانند که مریض سه روز تب می‌کند و سه روز لک می‌آورد. بیمار را نزد پزشک نمی‌برند، فقط پر کبک دود می‌دهند تا عوارض آن به سر و چشم بیمار سرایت نکند (ضیغمی: 162).
در سنقر چربی پرنده ای به نام چالگه (5) را روی محلی که باد دارد می‌گذارند و گوشت آن را می‌خورند (رستمی و دیگران: 203).

خنازیر:

در هزاوه گوشت کلاغ سیاه و گوشت خرگوش را پخته و آبش را می‌گیرند و روی برآمدگی‌های آن می‌مالند (همان: 172).

کرمک:

در هزاوه فضله‌ی گنجشگ به مقعد بچه می‌مالند (همان: 174).

تب نوبه:

در گیلان گوشت پرنده‌ی مرده را به طوری که بیمار نفهمد به او می‌خورانند (میرشکرایی، 1374: 472).

پیسی:

در گیلان خون جغد بر آن می‌مالند (همان: 473).

ضعف باه:

در ایرانشهر کله‌ی مگس و مغز گنجشک را خشک کرده و می‌کوبند و پودر آن را به آلت تناسلی می‌مالند (جانب اللهی، 1381: 260).
در اصفهان مغز سر گنجشک نر در حال هیجان (در فصل بهار) را برای تحریک و تقویت قوه باه می‌خورند (تحقیقات میدانی مؤلف).

سرطان معده و روده:

در لرستان لانه‌ی قولته کمری (6) را می کوبند و می‌پزند و به صورتی خمیرگونه در می‌آورند و مرهم را روی شکم بیمار می‌مالند و با پارچه‌ای محکم می‌بندند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 271).

ویار:

در خراسان سه عدد گنجشگ را سر می‌برند و پر می‌کنند و همان طور در روغن سرخ می‌کنند بعد آن ها را با پوست و استخوان و پا و پنجه در هاون می‌کوبند و خوب که نرم شد به زن می‌دهند که بخورد (شکورزاده: 130).

زبان باز نکردن:

در میبد برای بچه ای که زبان باز نمی کند، تخم کبوتر نیمرو کرده، یا کباب گوشت گنجشگ می‌دهند (تحقیقات میدانی مؤلف).
در ایلام و لرستان تخم کبوتر به کودک می‌دهند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 254).

لکنت زبان:

در ایلام و لرستان نیز تخم کبوتر به کودک می‌دهند (همان: 254).
در خراسان به کودک سه یا هفت روز متوالی صبح ناشتا تخم خام کبوتر می‌دهند (شکورزاده: 269).
در اردبیل تخم کبوتر و کباب گوشت گنجشگ و کبوتر به بیمار می‌دهند (وجدانی فر و دیگران: 303).

شاش بند:

در زنجان لانه‌ی بلبل را در آب جوشانده مقداری از آن را به بیمار می‌خورانند (سپهرفر و دیگران: 247).

چشم درد:

در روستای چهارملان (سنقر) زاج را سوزانده با زهره‌ی کبک مخلوط می‌کنند و مانند سرمه به چشم می‌کشند (رستمی و دیگران: 207).

درد مفاصل:

در ترکمن صحرا روغن پلیکان بر موضع درد می‌مالند (حسنی و دیگران، 1381: 333).

ورود حشره به گوش:

در سیستان زبان مرغ عرب (7) را می‌کوبیدند و در گوش می‌ریختند (جانب اللهی، 1381: 242).

حشره درمانی

سردرد:

در خراسان هر گاه درد سر از موضع حصبه عارض شده باشد از باغچه یا لب جوی چند عدد کرم جمع می‌کنند و در هاونی می‌کوبند و روی سر مریض می‌گذارند و بعضی ترجیح می‌دهند کرم زنده روی سر بگذارند (شکورزاده: 250).
در زنجان کرم خاکی را با گیاه اقتیمون سابیده و به صورت ضماد بر سر می‌بندند (سپهرفر و دیگران: 241).

درد چشم:

در قوچان مگسی را له کرده در خون کبوتر می‌اندازند و با پنبه به چشم می‌کشند (شکورزاده: 248).

ورم ملتحمه:

مورچه‌ی سواری درشت یا خرمور را گرفته پلک چشم را بر می‌گردانند و مورچه را روی پلک می‌گذارند، به طوری که روی دانه را گاز بگیرد اگر خون جاری شد خوب می‌شود (شکورزاده: 248).
در میبد نیز از همین شیوه‌ی درمان استفاده می‌شد (تحقیقات میدانی مؤلف).

سیاه سرفه:

در بافق سوسک را می‌جوشاندند و آب آن را به بچه می‌دادند (جانب اللهی، 1384: 123).
در خوزستان نوعی سوسک سیاه درشت بیابانی می‌گرفتند و در کیسه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به گردن بیمار می‌آویختند، پس از چند روز سرفه قطع می‌شد (افشار سیستانی، 1370: 320).

گوش درد:

در میبد فضله‌ی مگس را می‌کوبیدند و در آتش می‌ریختند و دود آن را به گوش می‌دادند (تحقیقات میدانی مؤلف).

سوختگی:

در بافق برای درمان سوختگی بدن، خون کنه شتر را به محل سوختگی می‌مالند (جانب اللهی، 1384: 123).
این شیوه‌ی درمان در کرمان نیز رایج بوده است (ستوده: 56).

زخم:

در بافق مقداری تار عنکبوت یا کرک موی بز روی زخم می‌بندند (جانب اللهی، 1384: 123).
در ساوجبلاغ نیز تار عنکبوت روی زخم می‌گذارند که بعد از بهبودی خال سیاهی در جای زخم باقی می‌ماند (جانب اللهی، 1372، ب: 26).
در خراسان برای درمان زخمی که در اثر بریده شدن با کارد یا قیچی است، ابتدا روی آن ادرار می‌کنند، سپس اندکی تار عنکبوت روی آن می‌گذارند (شکورزاده: 237).
در تهران روغن عقرب روی آن می‎مالند (شهری: 5/ 422).
در سروستان اگر سر بچه شکست و یا جایی از بدنش زخم شد و خون افتاد باید مقداری تارعنکبوت را بسوزانند و نرم کنند و روی زخم بگذارند. از کهنه‌ی سوخته هم می توان به این منظور استفاده کرد (همایونی، 1371: 477).
در روستای می‌خوران (سنقر) برای درمان زخم عمیق برموم (8) را روی زخم می‌گذارند (رستمی و دیگران: 217).

کچلی:

در بافق یکی از شیوه‌های درمان مالیدن فضله‌ی مگس روی آن بود (جانب اللهی، 1384: 124).

جرب:

در تهران برای خارش بدن جعل (9) را با آب سابیده می‌مالند (شهری: 5/ 423).
جدول 3: ماکیان درمانی

ردیف

درمان مرض

نوع

جنس

رنگ

عضو

تخم مرغ

خون

فضله

پر

گوشت

لاشه

امعا و احشا

سفیده

زرده

پوست

1

سوختگی

مرغ

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

2

کوفتگی

مرغ

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

3

یرقان

خروس

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

4

لک و پیس

خروس

 

 

تخم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5

سردرد

خروس

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

6

کلیه درد

مرغ

 

 

سنگدان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

7

سوء هاضمه

مرغ

 

زرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8

مسمومیت

مرغ

 

زرد

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

9

سقط جنین

مرغ

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

10

خفگی نوزاد

مرغ

 

 

نوک

 

 

0

 

 

 

 

 

 

11

خون دماغ

مرغ

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

12

دل درد

مرغ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

13

زگیل

خروس

 

 

تخم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

14

چشم درد

مرغ و خروس

 

 

جگر سفید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

15

گوش درد

جوجه

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

16

خروسک

خروس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

17

سرخک

خروس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

18

تقویت نوزاد

مرغ

 

 

گردن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

19

دمل

مرغ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

20

شاش بند

مرغ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

21

استفراغ

مرغ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

22

مارگزیده

جوجه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

23

سرسام

جوجه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

24

سل

خروس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

25

حصبه

خروس

 

 

پوست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 4: پرنده درمانی

ردیف

درمان مرض

نوع

جنس

رنگ

عضو

تخم

خون

فضله

پر

گوشت

جثه

روغن

لانه

1

دمل

کرکس

 

 

سنگدان

 

 

 

 

 

 

 

 

2

سیاه زخم

کرکس

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

3

زخم

گنجشگ

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

4

لرز

گنجشگ

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

5

دردچشم

کبک

 

 

زهره

 

 

 

 

 

 

 

 

6

عفونت لاله گوش

گنجشگ

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

7

گوش درد

چکه مانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

8

سیاه سرفه

کلاغ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

9

سیاه سرفه

کبک

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

10

خنازیر

کلاغ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

11

کرمک

گنجشگ

 

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

12

تب نوبه

پرنده مرده

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

13

پیسی

جغد

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

14

ضعف باه

گنجشگ

نر

 

مغز سر

 

 

 

 

 

 

 

 

15

سرطان معده

قولته کمری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

16

ویار

گنجشگ

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

17

لکنت

گنجشگ

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

18

شاش بند

بلبل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

19

درد مفاصل

پلیکان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

20

حشره در گوش

مرغ عرب

 

 

زبان

 

 

 

 

 

 

 

 

دیر راه افتادن کودک:

درایلام و لرستان اگر بچه‌ای دیر راه بیفند، تخم مورچه زیر زانوی او می‌مالند (اسدیان خرم ابادی و دیگران: 254).

بند انداختن:

در میبد برای اینکه از بند انداختن صورت جوش نزند و مجدداً مو نروید باید تخم مورچه بمالند (تحقیقات میدانی مؤلف).

دمل:

در ایرانشهر حشره‌ی سیاه رنگی را که اغلب در زیر حصیر خانه‌ها زندگی می‌کند می‌گیرند و می کشند، مقداری از آب بدن یا رطوبت آن را روی زخم می‌مالند (جانب اللهی، 1381: 259).
در آبکنار حلزون را می‌کوبند و روی دمل کور می‌گذارند تا برسد و سر باز کند (میرشکرایی 1374: 472).

هذیان:

در خراسان اگر مبتلا به مرض حصبه به هذیان یا حالت جنون افتاده باشد، چند عدد کرم لب جو را در هاونی می‌کوبند (به روایتی زنده‌ی آن را ) و در دستمالی می‌پیچند و روی سر مریض می‌گذارند (شکورزاده: 243 متن و پانویس).

کرمک:

در اردکان خرخاکی را می‌کوبند و به کمک پنبه‌ای به بچه شیاف می‌کنند یا آن را در دهانه‌ی مقعد له می‌کنند، آب آن اثر دفع کرمک دارد (طباطبایی: 700).

زردی:

کوه نشینان گیلان کرم خاکی را له می‌کنند و آب آن را می‌گیرند و به بیمار می‌دهند (پاینده: 259).

زگیل:

کردها قرمزدانه یا کفش دوزک را له می‌کنند و خونابه آن را روی زگیل می‌مالند (صفی زاده: 23).
در میبد سوسکی را گرفته پاهای آن را روی زگیل می‌کشند و بعد آن را در پنبه پیچیده در سوراخ دیوار می‌گذارند، هر وقت سوسک از بین رفت، زگیل ها نیز از بین می‌رود (تحقیقات میدانی مؤلف). این شیوه‌ی درمان در بافق نیز رایج است (جانب اللهی، 1384: 125).
در روستای درام آخونک را روی دانه‌ی زگیل می‌گذارند تا دانه را بخورد (سپهر فر و دیگران: 238).

سالک:

در خراسان زالویی در ادرار سگ می‌اندازند و سپس آن را له کرده روی سالک می‌گذارند (شکورزاده: 256).

شاش بند:

در خراسان یک شپش یا یک فضله‌ی موش در دهانه‌ی آلت می‌گذارند. سپس اندکی وسمه بر پشت زهار می‎‌مالند (شکورزاده: 261).
در دشتستان برای پیشگیری از شاش بند شدن نوزاد تار عنکبوت پشت مثانه او می‌گذارند (منصوری زاده، شمس الدینی: 195).
در زنجان عقرب سیاه را سوزانده، دود آن را به بدن کودک می‌رسانند یا با روغن کرچک مالش می‌دهند (سپهرفر و دیگران: 247).

دردهای مفصلی:

در لرستان و ایلام محل درد را در معرض نیش زنبور عسل قرار می‌دهند. نیش زنبور درد را برمی‌چیند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 278).

روماتیسم:

در کردستان با عسل و نیش زنبور درمان می‌کنند (صفی زاده: 178).

عقرب زدگی:

در خراسان عقرب را می‌کشند و جسد آن را روی محل گزیدگی می‌گذارند یا روغن عقرب بر محل نیش زدگی می‌مالند (شکورزاده: 262).
در الموت محل گزیدگی را خراش داده، کشته عقرب می‌گذارند (حمیدی و دیگران: 232).

نیش رتیل:

در هزاوه رتیلی که نیش زده گرفته و می‌کشند و دم آن را کوبیده و به صورت مرهم در محل نیش زدگی می‌گذارند (ضیغمی: 168).

نیش کنه:

در میمند برای پیشگیری از آسیب نیش تین، حشره را خشک کرده با قند یا نبات می‌سابیدند و به سق نوزاد می‌زدند (شهشهانی: 109).
در میبد برای اینکه بچه از گزش تین (کنه شتری که گزش آن برای بچه مرگ آور بود) در امان باشد، کنه زنده را به سق بچه می‌فشردند تا له شود (تحقیقات میدانی مؤلف).

نازایی:

در تهران هزارپای زنده یا مرده‌ای را که اندام تنش سالم بود در جام آبی فرو می‌بردند و در می‌آوردند، زن نازا آن آب را در روز چهارشنبه بر خود می‌ریخت و با شوهر می‌خوابید (کتیرایی: 22).

سرسام:

در گیلان کرم خاکی و کرکه چیری واش (یعنی علف مرغ و جوجه نوعی گیاه خودرو است) بر سر بیمار می‌گذارند (پاینده: 262).

خون ریزی:

در دشتستان برای رفع خون ریزی تار عنکبوت روی زخم می‌گذارند (منصوری زاده و شمس الدینی: 195).

خون دماغ:

در شهر زنجان تار عنکبوت را روی بینی قرار می دهند (سپهرفر و دیگران: 242).

ترس زدگی:

در روستای حریزات (شوش) برای بریدن ترس بچه مورچه‌ای را از قبرستان آورده در پارچه‌ای می‌پیچند و مثل دعا به شانه‌ی بچه می‌بندند. مورچه که بمیرد ترس بچه هم از بین می رود (تراب زاده و دیگران: 139).

حصبه:

در آب بر زنحان کرم خاکی را جوشانده با آب مخلوط کرده و به بیمار می‌خورانند، مقداری هم بر پیشانی او می‌مالند (سپهرفر و دیگران: 245).

درمان با امعا و احشای خزندگان

سردرد:

در ایلام پوست مار به پشت چشم می‌مالند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 262).

درد چشم:

خراسانی ها معتقدند اگر دم مار به چشم خود بکشند، هرگز به درد چشم مبتلا نمی‌شوند (شکورزاده: 248).
در زنجان پوست مار را سوزانده مقداری از خاکستر و دود آن را بر چشم می‌کشند (سپهرفر و دیگران: 243).

لکه صورت:

در صورت زن بعد از زایمان به وجود می‌آید، در هزاوه با تخم مار درمان می‌کنند (ضیغمی: 173).

خنازیر:

در میبد ماری که چغور (10)(گنجشک) یا موش خورده می‌کشند و چغور یا موش را از شکم مار بیرون می‌آورند و خشک می‌کنند، بعد آن را می‌کوبند و می‌سابند و پودر آن را روی زخم خنازیر می‌ریزند (جانب اللهی، 1390: 403(

گوش درد:

در خراسان تخم لاک پشت را در پشت کاسه‌ی سفالینی می‌سابند و با شیر یا آب مخلوط می‌کنند و در گوش می‌ریزند (شکورزاده: 251).

ریزش مو:

در خراسان روغن مار (همان : 270) و در سنگسر پیه مار با حنا برای تقویت موی سر به کار می برند. باید دقت کنید که پیه وارد چشم نشود که در آن صورت چشم دچار لرزش دائمی خواهد شد (اعظمی: 57).

کچلی:

در اردبیل استخوان مار و ماهی را سوزانده خاکسترش را با کره مخلوط می‌کنند و روی موضع درد می‎مالند (وجدانی فر و دیگران: 304).
کمردرد و پا درد: در کنگان (بوشهر) روغن لاک پشت در محل درد می‎مالند (شمس الدینی و رستمی: 145).
در ری برای درمان پادرد روغن مار به محل درد می‎مالند (جانب اللهی و سلیمی مؤید، 1374: 35).

سیاه سرفه:

در شوش برای درمان سیاه سرفه آب در لاک پشت ریخته به بیمار می‌دهند، در روستای رداده این شهر که لرنشین است، خایه‌ی لاک پشت به مریض می‌دهند (تراب زده و دیگران: 145).

زگیل:

در روستای گاوان آهنگر (قائم شهر) پوست مار روی موضع می‌مالند (حسنی و دیگران، 1382: 245).

شکستگی:

در ترکمن صحرا پوست مار را می‌جوشانند، سپس محل شکستگی را در آن آب ماساژ می‌دهند و جا می‌اندازند (حسنی و دیگران، 1381: 339).

رماتیسم:

در اردبیل روغن مار به موضع درد می‌مالند (وجدانی فر و دیگران: 301).
جدول 5: حشره درمانی

ردیف

درمان مرض

نوع

رنگ

عضو

تخم

خون

فضله

پر

گوشت

جثه

تار

نیش

روغن

1

سردرد

کرم

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

2

درد چشم

مگس

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

3

ورم ملتحمه

مورچه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

4

سیاه سرفه

سوسک

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

5

گوش درد

مگس

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

6

سوختگی

کنه شتر

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

7

زخم

عنکبوت

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

8

زخم

عقرب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

9

کچلی

مگس

 

 

 

 

0

 

 

 

 

 

 

10

جرب

جعل

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

11

دیر راه افتادن کودک

مورچه

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

12

بند انداختن

مورچه

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

13

دمل

سوسک

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

14

دمل

حلزون

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

15

هذیان

کرم

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

16

کرمک

خرخاکی

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

17

زردی

خرخاکی

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

18

زگیل

کفش دوزک

 

 

0

 

 

 

 

 

 

 

 

19

زگیل

آخوندک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

20

سالک

زالو

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

21

شاش بند

شپش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

22

شاش بند

عقرب سیاه

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

23

مفاصل

زنبور عسل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

24

روماتیسم

زنبور عسل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

 

25

نیش رتیل

رتیل

 

دم

 

 

 

 

 

0

 

 

 

26

نیش کنه

کنه

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

27

نازایی

هزارپا

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

28

سرسام

کرم خاکی

 

 

 

 

 

 

 

0

 

 

 

درمان با امعا و احشای دوزیستان

مارگزیدگی: در گیلان شکم قورباغه را پاره می‌کنند و بر روی محل گزیدگی می‌گذارند (میرشکرایی، 1374: 473).

عقربک:

اگر به عفونت بینجامد، شکم قورباغه‌ای را می‌شکافند ونوک انگشت خود را در امعا و احشای گرم آن فرو می‌برند و قبل از سرد شدن جسد بیرون می‌آورند (شکورزاده: 263).

زخم:

در الموت محل زخم را خراش داده شکم قورباغه را بر محل خراش می‌گذارند (حمیدی و دیگران، 1384: 231).

دمل:

در شهر زنجان قورباغه را نصف کرده روی دمل می‌گذارند تا دانه سر باز کند و چرک آن بیرون آید (سپهرفر و دیگران: 241).
در سنقر نیز از این شیوه برای درمان زخم و دمل ریشه ‌دار استفاده می‌شود. با این تفاوت که بعد از برداشتن قورباغه برموم (11)(موم های کهنه و چسبیده بر در کندو) را روی زخم قرار می‌دهند تا چرک ها را بکشد (رستمی و دیگران، بی تا: 217).

نازایی:

در تهران زن نازا تخم لاک پشت را از پیش برخود برمی‌دارد و یا می‌خورد (کتیرایی: 26).
در روستای سید شهاب (تویسرکان) تخم خام لاک پشت را به زن نازا می‌خورانند (رستمی و دیگران، بی تا: 89).

زگیل:

در شوش برای درمان زگیل در شبی که هلال ماه بیرون می‌آید قورباغه‌ی زنده‌ای را در مقداری گل گذاشته دور می اندازند تا قورباغه درگل خفه شده بمیرد، در این صورت زگیل ها هم از بین می رود (تراب زاده و دیگران: 140).

گرمی:

در روستای رامین شهریار به نوزادی که دچار این مرض می‌شد خشک کرده‌ی تخم لاک پشت می‌دادند (جانب اللهی و فانی، 1375: 26).

درمان با امعا و احشای جانوران پستاندار

استخوان درد:

در لرستان و ایلام روغن و جوجه تیغی بر موضع درد می‌مالند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 278).

کچلی:

در ایرانشهر برای درمان کچلی خفاش را می‌گیرند و خشک می‌کنند و پودر آن را با زرده‌ی تخم مرغ مخلوط کرده به سر می‌مالند (جانب اللهی، 1381: 244).

گوش درد:

در روستای کردکانه علیا (تویسرکان) چربی جوجه تیغی را با تکه‌ای پنبه که به چوب وصل است وارد گوش می‌کنند (رستمی و دیگران: 207).

زالو درمانی

برای زالو درمانی باید از زالوی ماده استفاده شود زیرا زالوی نر به اصطلاح نمی گیرد، برای عملکرد بهتر آن معمولاً زالو را پرورش می‌دهند. خوراک آن در مواقع عادی شکر و لعاب برنج است. درمانگران طب سنتی اصفهان آب دهانش را برای قلب مفید می‌دانند، به نظر آن ها زالو برطرف کننده‌ی ریزش مو، شوره، جوش صورت، خارش بدن، چربی خون، پا درد، سیاتیک، غلظت خون، لکه‌ی صورت، پیوره‌ی لثه، آسم و تنگی نفس، مرض قند، برطرف کننده‌ی موی زائد صورت خانم ها و برطرف کننده‌ی بوی بد دهان است. زالو خون غلیظ را می خورد. لذا در محل هایی می زنند که خون برگشت دارد. برای هر مرضی در جای مخصوصی زالو می اندازند یعنی باید به محل عارضه نزدیک باشد، مثلاً اگر سر دچار زرده زخم می شد، در بغل گوش زالو می‌انداختند. کسی که زالو می انداخت چهار تا پنج ساعت باید استراحت کند. اگر پس از زالو درمانی خون بند نیامد، پوست کدو را می سوزانند و پودر آن را روی زخم می‌ریزند.
در میبد زالو را قبل از انداختن روی خاک می‌انداختند و خاک مال می‌کردند که بهتر بگیرد. زالو درمانی هر چند برای کم کردن خون بود، ولی برای امراضی که در اثر عفونت خون به وجود می آمد نیز از این شیوه‌ی درمان استفاده می شد (تحقیقات میدانی مؤلف).
امراضی که با زالو درمان می شد به شرح زیر است:

زرده زخم:

در میبد برای درمان آن زالو می‌انداختند (جانب اللهی 1390، 408).

دندان درد:

در میبد اگر چرک کرده باشد، زالو می اندازند (همان).

سینه درد:

در میبد زیر سینه زالو می‌انداختند (همان).

درد شانه یا پا:

در هزاوه (استان مرکزی) هر کس درد شانه یا پا داشته باشد، خودش می‌رود کنار چشمه زالو می گیرد و به موضع درد می‌گذارد (ضیغمی: 161).
در الموت اگر پا درد از کثیفی خون باشد، زالو می اندازند (حمیدی و دیگران: 231).
منبع مقاله:
جانب اللهی، محمدسعید، (1390)، پزشکی سنتی و عامیانه ی مردم ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.



 

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه